09/05/2026
۱۰ سال گذشت…
۱۰ سال گذشت از روزی که بعد از گرفتن فوقلیسانس مهندسی مکانیک از ETS تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر بدهم و وارد حوزه مشاوره امور مالی و بیمه شوم.
۱۰ سال گذشت از آن جلسهی اولی که خودم را در شرکت معرفی کردم و بعضی از همکارانم روی این شرط بستند که حداکثر سه ماه دوام خواهم آورد.
اما این ۱۰ سال آنقدر سریع گذشت که حتی نفهمیدم کی شروع شد و چطور به اینجا رسیدم.
در حالی وارد یازدهمین سال فعالیت حرفهایام شدم که این روز را کاملاً فراموش کرده بودم. تا اینکه پیام تبریک یکی از همکارانم، یادآور این سالگرد مهم شد.
۱۰ سالی که پشت سر گذاشتم، ساده نبود.
با تجربههایی مثل تماس یک مشتری کبکی که به دفتر گفته بود «لهجه فرانسوی این خانم قابل فهم نیست»، با لحظات تلخی که بعضی از کلاینتهایمان را بهخاطر بیماری یا مرگ از دست دادیم و با خانوادههایشان گریه کردیم، با ناراحتیهایی از جنس بیاحترامی برخی مشتریها یا رفتارهای نادرست بعضی همکاران.
اما در کنار همهی اینها، لحظات روشن هم کم نبود. دیدن بهبودی کسانی که دورههای سخت درمان را پشت سر گذاشتند، شنیدن خبر قبولی بچههایی که حساب پسانداز برایشان باز کرده بودم اما حالا بزرگ شدهاند و وارد کالج شدهاند،
و همراهی با آدمهایی که زندگیشان پس از یک دورهی سخت، دوباره روی مسیر افتاد.
اگر بخواهم صادق باشم، همهی این سختیها ارزشش را داشت.
روز سالگرد ده سالگی