The Logar Elite

Directions Website Contact the business

The Logar Elite Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from The Logar Elite, Kabul/Gardez Highway, Logariha.

نخبگان لوگر (The Logar Elite)؛ رسانه‌ای مستقل و مردمی، متعهد به انعکاس حقیقت، آگاهی‌بخشی و پاسداری از تاریخ، فرهنگ، هویت و افتخارات لوگر و افغانستان؛ با احترام به همه و به دور از هرگونه وابستگی سیاسی.

فروشـگاه، شـهر کابل؛
01/10/2026

فروشـگاه، شـهر کابل؛

01/10/2026

چگونه نمایندگان ۷۷ کشور جهان هنگام سخنرانی نتانیاهو، سالن مجمع عمومی سازمان ملل را ترک کردند؟

یک فعال برزیلی در صفحهٔ خود در شبکهٔ ایکس، ویدیویی ساخته‌شده با هوش مصنوعی منتشر کرده است که در آن، کودکان شهید فلسطینی و ایرانی در صحن سازمان ملل به تصویر کشیده می‌شوند و از نمایندگان کشورهای مختلف می‌خواهند هنگام سخنرانی نتانیاهو، سالن را ترک کنند.

او در زیر این ویدیو نوشته است:
«قسم می‌خورم، اشکم را درآورد؛ چه پیام فوق‌العاده‌ای دارد این ویدیو.»

برای آنان که وجدان‌های بیدار دارند و معنای انسانیت، عدالت و حقوق ملت‌ها را می‌فهمند، نشستن پای سخنان کسی که او را عامل کشتار کودکان می‌دانند، دشوار و شرم‌آور است؛ آنان ترجیح می‌دهند به جای شنیدن یاوه‌گویی‌ها، صدای مظلومیت کودکان و فریاد عدالت را بشنوند.

| |

چنین افراد خشن و ناآگاه، شایستهٔ جایگاه آموزش و پرورش نیستند!بر اساس معلومات منتشرشده، کودکی به نام «محمد» که گفته می‌شو...
30/09/2026

چنین افراد خشن و ناآگاه، شایستهٔ جایگاه آموزش و پرورش نیستند!

بر اساس معلومات منتشرشده، کودکی به نام «محمد» که گفته می‌شود یتیم است، در مسجد بی‌بی اسما در ناحیهٔ پنجم بدخشان، توسط فردی به نام «قاری منیب‌الله» به‌شدت مورد لت‌وکوب و شکنجه قرار گرفته است.

به گفتهٔ منابع، مادر محمد به دلیل ترس از پیامدهای شکایت، از پیگیری قضیه خودداری کرده است.

این کودک یتیم به دادخواهی نیاز دارد. صدای او باشیم و از نهادهای مسئول بخواهیم که این قضیه را به‌گونهٔ جدی و عادلانه بررسی کرده و در صورت اثبات اتهام، عامل آن را پاسخ‌گو قرار دهند.

برای حمایت از محمد و رسیدگی به این قضیه، تا می‌توانید دادخواهی کنید.

ما کودکان خودرا برای آموزش به مسجد می‌فرستیم، نه برای شکنجه و تحقیر؛ سکوت در برابر ظلم، ادامهٔ ظلم است. صدای محمد باشیم!
|

نگاره ای زیبا از ‘آزره’ لوگـر؛
29/09/2026

نگاره ای زیبا از ‘آزره’ لوگـر؛

میرزا شاه محمد کتب‌خیل لوگری؛وزیر امور خارجهٔ امیر شیرعلی‌خان و یکی از چهره‌های کمتر شناخته‌شدهٔ تاریخ سیاسی افغانستانتا...
29/09/2026

میرزا شاه محمد کتب‌خیل لوگری؛
وزیر امور خارجهٔ امیر شیرعلی‌خان و یکی از چهره‌های کمتر شناخته‌شدهٔ تاریخ سیاسی افغانستان

تاریخ افغانستان پر از نام‌هایی است که روزگاری در مهم‌ترین رویدادهای سیاسی و نظامی کشور نقش داشته‌اند؛ اما با گذشت زمان، بسیاری از آن نام‌ها در غبار فراموشی پنهان مانده‌اند. یکی از این چهره‌ها، میرزا شاه محمد کتب‌خیل لوگری، یا به روایت برخی منابع ملا شادمحمد کتب‌خیل لوگری است؛ مردی از دیار لوگر که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ سیاسی افغانستان، به مقام وزارت امور خارجه رسید و در مأموریت‌های مهم سیاسی و دیپلماتیک کشور نقش ایفا کرد.

میرزا شاه محمد، یا ملا شادمحمد کتب‌خیل لوگری، از روستای کتب‌خیل ولایت لوگر بود. در ولایت لوگر نام «کتب‌خیل» بر دو روستا اطلاق می‌شود؛ یکی در ولسوالی محمدآغه و دیگری در محدودهٔ کلنگار و پل‌علم. متأسفانه تا امروز به‌گونهٔ دقیق روشن نیست که میرزا شاه محمد به کدام‌یک از این دو روستا تعلق داشته است.

از تاریخ تولد، نام پدر، اعضای خانواده و فرزندان او نیز اطلاعات کافی در دست نیست. آنچه از منابع تاریخی برمی‌آید، این است که او در کنار شماری از نظامیان و کارمندان دولتی اهل لوگر، در دستگاه دولت امیر شیرعلی‌خان به مناصب مهمی گماشته شد و در شهرهای قندهار، هرات و کابل وظایف دولتی انجام داد.

نام او در برخی منابع تاریخی، از جمله نوشته‌های سید قاسم رشتیا و فیض‌محمد کاتب، به‌عنوان یکی از رجال سیاسی دورهٔ امیر شیرعلی‌خان آمده است.

با روی کار آمدن بارکزی‌ها و پس از سال‌هایی از آشفتگی سیاسی، در دورهٔ سلطنت امیر شیرعلی‌خان، افغانستان شاهد شکل‌گیری ساختار منظم‌تری در ادارهٔ دولت بود.

برای نخستین بار، کابینه‌ای با وزارت‌خانه‌های مشخص و مقام صدراعظم یا «لوی مختار» شکل گرفت و در کنار آن، تشکیلات نظامی نیز با اصطلاحات و ساختارهای جدید توسعه یافت. این تحولات، فصل تازه‌ای در تاریخ سیاسی و اداری افغانستان گشود.

در آن دوره، سید نورمحمدشاه به‌عنوان صدراعظم یا «لوی مختار»، عصمت‌الله‌خان غلزایی وزیر داخله، مستوفی حبیب‌الله‌خان وردکی وزیر مالیه و حسن‌علی‌خان سپهسالار در مقام وزیر حربیه یا دفاع ایفای وظیفه می‌کردند. در آغاز نیز ارسلاخان یا ارسلاح‌خان غلزایی عهده‌دار وزارت خارجه بود؛ اما پس از آن، ملا یا میرزا شاه محمد کتب‌خیل لوگری به این مقام رسید.

با آن‌که در منابع داخلی، جز «سراج‌التواریخ»، اطلاعات چندانی دربارهٔ زندگی و شخصیت او وجود ندارد، اما برخی خارجیانی که در آن دوره به افغانستان سفر کرده بودند، از وی یاد کرده‌اند.

دکتر یاورسکی، عضو هیئت روسیهٔ تزاری که در زمان امیر شیرعلی‌خان به کابل آمده بود، در توصیف ظاهر وزیر شاه محمد می‌نویسد که او مردی لاغر و بلندقد بود و لباس‌هایی به سبک نیمه‌غربی می‌پوشید. به نوشتهٔ او، چهرهٔ وزیر ساده بود؛ اما چشمان بزرگ و زیبایی داشت و با کلمات شمرده و لحنی صمیمانه با مهمانان سخن می‌گفت.

همین توصیف ساده، تصویری جالب از شخصیتی ارائه می‌کند که در پشت ظاهر آرامش، مسئولیت یکی از مهم‌ترین وزارت‌خانه‌های دولت را بر دوش داشت.

سید قاسم رشتیا نیز در حاشیهٔ اثر ارزشمند خود، «تاریخ افغانستان در قرن نوزده»، از ملا شادمحمد کتب‌خیل لوگری یاد می‌کند و می‌نویسد که سفیر روسیهٔ تزاری در پنج‌میلی کابل، از سوی او مورد استقبال قرار گرفت و با همراهی وی، سوار بر فیل وارد کابل شد و در بالاحصار جای داده شد.

یاورسکی در جای دیگری می‌نویسد که وزیر شاه محمد در سفر امیر شیرعلی‌خان به مزارشریف نیز همراه او بود. او وزیر را مردی رازدار توصیف می‌کند که دربارهٔ رویدادهای جنگ و سفر امیر سخنی بر زبان نمی‌آورد؛ گویی سینه‌اش گوری بود که رازهای نهفته در آن به آسانی آشکار نمی‌شد.

فیض‌محمد کاتب، مورخ نامدار دربار افغانستان، در سراج‌التواریخ، از مسیر زندگی و ترقی ملا شاه محمد نیز یاد کرده است.

بر اساس روایت کاتب، ملا شاه محمد در زمان قضاوت ملا عبدالسلام‌خان در قندهار، وظایفی در دستگاه قضایی و مالی بر عهده داشت. هنگامی که ملا عبدالسلام‌خان به فرمان پادشاه به هرات رفت تا امور مالیات و وجوهات آن ولایت را تنظیم کند، ملا شاه محمد را نیز در این امور به کار گماشت.

بعدتر، هنگامی که قاضی عبدالسلام‌خان در سال ۱۲۸۰ هجری قمری همراه امیر شیرعلی‌خان وارد کابل شد و به مقام قاضی‌القضات رسید، ملا شاه محمد را به‌عنوان کاتب دیوان قضا مقرر کرد.

اما روابط او با قاضی عبدالسلام‌خان به‌دلیل حسادت و اختلافات شخصی تیره شد و حتی مدتی با اتهامی که بعداً بی‌اساس بودن آن روشن گردید، زندانی شد.

پس از رهایی، ملا شاه محمد نزد ارسلاح‌خان غلزایی قرار گرفت و سپس در مأموریت‌های سیاسی و دیپلماتیک نقش یافت. در نهایت، پس از وفات ارسلاح‌خان، که به بیماری استسقاء مبتلا شده بود، ملا شاه محمد کتب‌خیل لوگری به وزارت امور خارجه رسید.

و بدین‌گونه، مردی از کتب‌خیل لوگر به یکی از بلندترین مقام‌های سیاسی افغانستان در آن روزگار دست یافت.

در سال ۱۸۷۷ میلادی، روابط میان دولت افغانستان و هند بریتانیایی به مرحلهٔ حساسی رسیده بود. انگلیس‌ها تلاش داشتند نفوذ خود را در افغانستان گسترش دهند و امیر شیرعلی‌خان را زیر فشار سیاسی قرار دهند.

به همین دلیل، کنفرانس پشاور در ۳۰ جنوری ۱۸۷۷ میلادی آغاز شد.

امیر شیرعلی‌خان شخصاً حاضر به رفتن به پشاور نشد و سید نورمحمدشاه صدراعظم را به نمایندگی از خود فرستاد. مذاکرات اما به دلیل اختلافات عمیق میان دو طرف به بن‌بست رسید.

پس از بیماری و مرگ سید نورمحمدشاه، امیر شیرعلی‌خان برای ادامهٔ مذاکرات، هیئتی را شامل مستوفی حبیب‌الله‌خان وردکی، ملا شاه محمد کتب‌خیل لوگری و محمدظاهرخان به سوی پشاور فرستاد.

اما انگلیس‌ها سرانجام در ۳۰ مارچ همان سال پایان مذاکرات را اعلام کردند.

این مأموریت، یکی از نخستین حضورهای مهم ملا شاه محمد در صحنهٔ دیپلماسی خارجی افغانستان بود.

در ادامهٔ بحران، امیر شیرعلی‌خان که از وعده‌های کمک روسیهٔ تزاری امیدوار شده بود، به مزارشریف رفت. او در نظر داشت به سمرقند برود و از روسیه برای مقابله با فشارهای انگلیس کمک بگیرد.

اما مخالفت مردم و نیروهای نظامی با رفتن مستقیم امیر، مانع این سفر شد.

در چنین شرایطی، هیئتی متشکل از ملا شاه محمد کتب‌خیل، وزیر امور خارجه، سردار شیرعلی‌خان قندهاری، قاضی ملا عبدالقادر پشاوری، میرزا محمدحسن‌خان کمناب و کرنیل غلام‌حسن‌خان برای انجام مأموریت سیاسی به سوی سمرقند فرستاده شد.

روس‌ها که گمان می‌کردند خود امیر شیرعلی‌خان وارد سمرقند خواهد شد، پیش از رسیدن هیئت افغان، شهر را برای استقبال آماده کرده بودند.

اما سرنوشت، نقشهٔ دیگری داشت.

امیر شیرعلی‌خان به‌طور ناگهانی وفات کرد و هیئت افغانستان ناگزیر به بازگشت شد.

این مأموریت نیز به پایان نرسید و افغانستان در آن روزهای سخت، نه‌تنها نتوانست از حمایت خارجی مورد انتظار برخوردار شود، بلکه اندکی بعد بار دیگر با حملهٔ نیروهای انگلیسی روبه‌رو گردید.

پس از وفات امیر شیرعلی‌خان، پسرش امیر محمد یعقوب‌خان به سلطنت رسید و شماری از رجال و اعضای کابینهٔ پدرش را در مقام‌های قبلی ابقا کرد.

در میان آنان، شاه محمد کتب‌خیل لوگری نیز همچنان سمت وزیر امور خارجه را حفظ کرد.

اما سلطنت امیر محمد یعقوب‌خان بسیار کوتاه بود.

با قیام نیروهای نظامی در کابل و کشته‌شدن نمایندهٔ انگلیس، سر لوئیس کیوناری، زمینه برای پیشروی دوبارهٔ نیروهای انگلیسی به افغانستان فراهم شد.

جنرال رابرتس با نیروهای خود از مسیر کرم، خوست و کوتل شترگردن وارد لوگر شد و به منطقهٔ خوشی رسید.

امیر محمد یعقوب‌خان برای جلوگیری از پیشروی بیشتر انگلیس‌ها، هیئتی را شامل سپهسالار داوودشاه‌خان، میرزا حبیب‌الله مستوفی و ملا شاه محمد وزیر امور خارجه برای مذاکره و عذرخواهی به خوشی فرستاد.

اما حوادث به سرعت پیش رفت و سرانجام خود امیر یعقوب‌خان نیز در سوم اکتوبر ۱۸۷۹ میلادی به خوشی رفت و تحت فشار انگلیس‌ها قرار گرفت.

پس از تبعید امیر یعقوب‌خان به هند، انگلیس‌ها برای جلوگیری از پیوستن برخی رجال بانفوذ به قیام مردم افغانستان، شماری از آنان را نیز تحت‌الحفظ به هند فرستادند.

در میان این افراد، نام سردار یحیی‌خان، سردار زکریاخان، شاه محمد کتب‌خیل وزیر امور خارجه و داوودشاه‌خان سپهسالار نیز دیده می‌شود.

از میرزا یا ملا شاه محمد کتب‌خیل لوگری پس از تبعید به هند، اطلاعات روشنی در دست نیست. نمی‌دانیم روزهای پایانی زندگی او در کجا سپری شد، چه زمانی از دنیا رفت و آرامگاهش کجاست.

شاید این یکی از تلخ‌ترین بخش‌های زندگی مردی باشد که روزگاری در مرکز سیاست خارجی افغانستان قرار داشت، با سفیران قدرت‌های بزرگ دیدار می‌کرد، در مأموریت‌های حساس به پشاور و سمرقند سفر می‌نمود و نامش در اسناد مهم سیاسی آن روزگار ثبت شده بود؛ اما سرنوشتش در پایان، در تاریکی تاریخ ناپدید شد.

داستان میرزا شاه محمد کتب‌خیل لوگری تنها داستان یک وزیر نیست؛ داستان نسلی از رجال افغانستان است که در یکی از پرآشوب‌ترین دوره‌های تاریخ کشور، در میان رقابت امپراتوری‌های بزرگ، برای حفظ استقلال و منافع افغانستان تلاش کردند.

او از لوگر برخاست، در قندهار و هرات تجربه اندوخت، به کابل رسید، در ساختار دولت امیر شیرعلی‌خان به مقام وزارت امور خارجه دست یافت و در مأموریت‌های حساس سیاسی افغانستان در برابر روسیهٔ تزاری و هند بریتانیایی نقش ایفا کرد.

اما امروز، نام او برای بسیاری از مردم ناشناخته است.

شاید رسالت نسل امروز این باشد که چنین نام‌هایی را دوباره از دل صفحات غبارگرفتهٔ تاریخ بیرون بکشد؛ نام مردانی که زمانی در ساختن فصل‌هایی از تاریخ افغانستان سهم داشتند، اما خودشان در میان صفحات همان تاریخ گم شدند.

میرزا شاه محمد کتب‌خیل لوگری؛
مردی از لوگر که روزگاری در قلب سیاست خارجی افغانستان ایستاده بود.
_________________________________________
زیرنویسها:

1. کاتب - فیض محمد، سراج التواریخ ، ج دوم، مطبعه دارالسلطنه کابل، 1331 هـ ق، ص 373.
2. غبار - میرغلامحمد، افغانستان در مسیر تاریخ ، کابل ، 1346 هـ ش، ص 595.
3. یاورسکی ، سفارت روسیه تزاری بدربار امیر شیرعلی خان، 1878 - 1879 م ، ترجمه : عبدالغفور برشنا، ج اول ، کابل ، 1347 هـ ش، ص 96.
4. رشتیا - سیدقاسم ، تاریخ افغانستان در قرن نزده، پشاور،1377 هـ ش ، ص 313.
5. یاورسکی ، سفارت روسیه تزاری بدربار امیر شیرعلی خان، 1878 - 1879 م ، ترجمه : عبدالغفور برشنا، ج دوم ، کابل ، 1347 هـ ش، ص 23.
6. کاتب - فیض محمد ،اثر قبل الذکر ، ص 337 - 339 .
7. غبار ، اثر قبل الذکر، ص 603.
8. رشتیا، اثر قبل الذکر، ص 306 - 307 . همچنان رک : غبار ، اثر قبل الذکر، ص 603.
9. کاتب - فیض محمد ، اثر قبل الذکر ، ص 337 - 339 .
10. کاتب ، ایضا"، ج دوم ، ص 343 . همچنان رک : رشتیا ، اثر قبل الذکر، ص 324.
11. کاتب ، ایضا"، ج دوم ، ص 353.
12. رشتیا، اثر قبل الذکر، ص 338 . همچنان رک: غبار، اثر قبل الذکر، ص 613.

| |

زیرگذر چهارراه برکی شهر کابل در حال تکمیل شدن است؛
28/09/2026

زیرگذر چهارراه برکی شهر کابل در حال تکمیل شدن است؛

نگاره‌ای زیبا از ساختمان شــهرداری (شـاروالی) لوگر؛  |
27/09/2026

نگاره‌ای زیبا از ساختمان شــهرداری (شـاروالی) لوگر؛

|

معرفی سرزمین زیبای لوگرسرزمین تاریخ، فرهنگ و تمدن افغانستانلوگر یکی از شهرهای مهم و مرکزی افغانستان است که در ردهٔ شهرها...
25/09/2026

معرفی سرزمین زیبای لوگر
سرزمین تاریخ، فرهنگ و تمدن افغانستان

لوگر یکی از شهرهای مهم و مرکزی افغانستان است که در ردهٔ شهرهای درجه دوم قرار دارد. این شهر، با پیشینه‌ای کهن و برخورداری از آثار و آبدات تاریخی فراوان، از جمله مناطق باستانی و تاریخی کشور به‌شمار می‌رود و در طول تاریخ، همواره جایگاه ویژه‌ای در حوزهٔ تمدنی افغانستان داشته است.

از نظر موقعیت جغرافیایی، ولایت لوگر در عرض‌البلد ۳۳ درجه و ۶۰ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۳۷ دقیقه شمالی، و طول‌البلد ۶۸ درجه و ۷۱ دقیقه تا ۶۹ درجه و ۸۸ دقیقه شرقی واقع شده است. مرکز لوگر، شهر پل‌علم، در فاصلهٔ ۶۰ کیلومتری جنوب کابل و در امتداد شاهراه کابل–گردیز قرار دارد.

لوگر از شمال با کابل، از جنوب و شرق با پکتیا، بخش‌هایی از منطقهٔ قبایلی پاره‌چنار پاکستان و شهرستان حصارک ننگرهار، و از غرب با میدان وردک و شهرستان زنه‌خان ولایت غزنی هم‌مرز است.

تا سال ۱۳۴۳ هجری خورشیدی، لوگر به‌عنوان یک حکومت کلان، با مرکزیت برکی لوگر، مربوط کابل بود و از مناطق مهم حوزهٔ تاریخی کابلستان به‌شمار می‌رفت.

باشندگان لوگر را اقوام تاجیک، پشتون، عرب، اورمر، هزاره‌های سنی و شیعه و قزلباش تشکیل می‌دهند. همچنین تا حدود چهار دهه پیش، شمار محدودی از خانواده‌های اهل هنود نیز در برکی راجان سکونت داشتند که زمین‌ها و جایدادهای آنان تاکنون در آن منطقه باقی مانده است.

مردم لوگر عمدتاً به زبان‌های فارسی و پشتو سخن می‌گویند و در برخی مناطق نیز زبان اورمړی رواج دارد.

مساحت لوگر حدود ۴٬۵۶۸ کیلومتر مربع برآورد شده است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی، جمعیت این لوگر (۳۷۳٬۱۰۰) نفر بوده که از این میان، (۱۸۹٬۸۰۰) تن مرد و (۱۸۳٬۳۰۰) تن زن بوده و در مجموع (۴۴٬۲۰۹) خانواده را تشکیل می‌دهند.

از نگاه اقلیمی، تابستان‌های لوگر نسبتاً گرم و زمستان‌های آن بسیار سرد است؛ به‌گونه‌ای که در برخی مناطق، درجهٔ حرارت در فصل زمستان تا منفی ۲۰ الی ۲۵ درجه سانتی‌گراد کاهش می‌یابد. حدود ۱۸۸ روز سال، هوای نسبتاً گرم بر این ولایت حاکم است و از ماه عقرب تا ثور، هوا سرد همراه با بارندگی می‌باشد.

میانگین بارندگی سالانه در لوگر حدود (۲۲۹٫۶) میلی‌متر برآورد شده و ارتفاع آن از سطح بحر نزدیک به ۲٬۰۰۰ متر است.

لوگر از نظر تقسیمات اداری، دارای یک مرکز و شش شهرستان (ولسوالی) است که عبارت‌اند از:

* مرکز لوگر (پل‌علم)
* محمدآغه
* برکی‌برک
* چرخ
* آزره
* خوشی
* خروار

در لوگر واحد اداری درجه اول وجود ندارد، محمدآغه و برکی‌برک در درجهٔ دوم و چرخ، ازره، خوشی و خروار در درجهٔ سوم اداری قرار دارند.

سدهای آبی:

لوگر دارای سه سَد آبگردان به نام‌های سَد سرخ‌آب، سد خروار و سد آب‌تک خوشی است که احداث آن‌ها نقش مهمی در توسعهٔ آبیاری زمین‌های زراعتی لوگر داشته است.

همچنین، در زمان ریاست جمهوری محمد داوود خان، در چارچوب پلان انکشافی لوگر، ساخت یک سد آبگردان در منطقهٔ دوآب تنگی وردک بر روی دریای لوگر، به‌منظور آبیاری زمین‌های زراعتی مردم لوگر و تنگی وردک، تحت نام بند کرومبی پیش‌بینی شده بود.

علاوه بر دریای لوگر، دریایی به نام سه‌آب نیز از دامنه‌های کوهستانات چرخ و خروار سرچشمه گرفته و در منطقهٔ بابری و دِه‌ مغلان به دریای لوگر می‌پیوندد.

فعالیت‌های فرهنگی در لوگر به‌گونهٔ رسمی از سال ۱۳۳۱ خورشیدی با نشر هفته‌نامه‌ها آغاز شد و به‌تدریج گسترش یافت. با توجه به پیشینهٔ تاریخی لوگر در گذشته خاستگاه ده‌ها عارف، شاعر، نویسنده و شخصیت فرهنگی نامدار بوده و خوشبختانه امروز نیز صدها تن از فرهیختگان، اهل قلم و فرهنگ در این سرزمین به فعالیت‌های علمی و ادبی مشغول‌اند.

در سال‌های اخیر، انجمن‌ها و نهادهای فرهنگی و مدنی متعددی در لوگر ایجاد شده‌اند که با برگزاری نشست‌های فرهنگی، ادبی و هنری، زمینهٔ رشد فرهنگ و حمایت از نویسندگان، شاعران و پژوهشگران را فراهم ساخته‌اند. همچنان این نهادها در چاپ و نشر آثار اهل قلم نقش ارزنده‌ای ایفا می‌کنند.

از جمله مراسم و محافل فرهنگی و مذهبی مشهور لوگر می‌توان به میلهٔ مولانا یعقوب چرخی، میلهٔ میرعبدال، میلهٔ زیارت شاه ابوالفتح در برکی راجان و مشاعرهٔ گل سنجد اشاره کرد که هر ساله با شکوه خاص برگزار می‌شوند.

در کنار کتابخانهٔ ریاست اطلاعات و فرهنگ و کتابخانهٔ دانشگاه لوگر، شماری از مکاتب نیز دارای کتابخانه بوده و زمینهٔ مطالعه را برای علاقه‌مندان فراهم ساخته‌اند. همچنین موسیقی محلی لوگر از شهرت ویژه‌ای برخوردار بوده و بخشی از هویت فرهنگی لوگر را تشکیل می‌دهد.

لوگر علاوه بر مکاتب، دارای دانشکدهٔ تعلیم و تربیهٔ دانشگاه لوگر، دارالعلوم، دارالحفاظ‌ها، لیسه‌های تخنیکی و مسلکی، دارالمعلمین‌ها، مراکز آموزشی جیولوجی معدن، زراعت و آموزشگاه‌های مختلف، به‌ویژه آموزشگاه‌های خطاطی است که همه‌ساله صدها تن در آن‌ها آموزش می‌بینند.

در سال‌های گذشته، روند معارف در لوگر رشد قابل ملاحظه‌ای داشته و نسبت به گذشته شمار بیشتری از خانواده‌ها فرزندان خود را به مکتب فرستاده‌اند.

در مجموع، ۲۵۹ باب مکتب در لوگر فعالیت دارد که شامل ۶۷ لیسه، ۷۳ باب مکتب متوسطه و سایر آن مکاتب ابتدایی می‌باشد.

در حال حاضر تقریباًحدود (۱۳۳٬۸۵۵) شاگرد در مراکز آموزشی این ولایت مصروف فراگیری علم و دانش‌اند. پیش از محدودیت‌های پنج سال اخیر تقریباً در حدود (۴۰٬۸۳۶) تن از این شاگردان را دختران تشکیل می‌دادند؛ اما متأسفانه دختران این سرزمین از ادامهٔ آموزش در مکاتب و دانشگاه‌ها محروم مانده‌اند.

علاوه بر آن، ۱۹ مرکز دینی نیز در لوگر فعالیت دارد که شامل یک دارالعلوم، سه دارالحفاظ و سایر آن مدارس دینی است و در مجموع ۳٬۱۳۵ شاگرد در این مراکز مصروف تعلیم می‌باشند.

همچنین سه لیسهٔ تخنیکی و مسلکی، چندین مکتب خصوصی، مراکز تربیهٔ معلم، جیولوجی معدن، زراعت و دانشکدهٔ تعلیم و تربیه نیز در لوگر فعالیت دارند.

لوگر به‌عنوان یکی از شهرهای کهن افغانستان، از نظر آثار و اماکن تاریخی جایگاه ویژه‌ای دارد. با این حال، طی چند دههٔ گذشته، شماری از این آثار بر اثر حفریات غیرقانونی، غصب و استخراج‌های خودسرانه آسیب دیده‌اند.

مهم‌ترین آثار تاریخی پیش از اسلام در لوگر عبارت‌اند از:
* مس عینک در محمدآغه؛
* تخت جمشید در سجاوند (سکاوند) برکی‌برک؛
* کافرکوت در خروار؛

از مهم‌ترین اماکن تاریخی و مذهبی لوگر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

* مسجد تاریخی شاه محی‌الدین چرخی با بیش از یک هزار سال قدمت؛
* آرامگاه ملک‌الکلام سجاوندی؛
* زیارت شاه ابوالفتح (ع)، از نوادگان حضرت عمر فاروق (رض)، در برکی راجان؛
* نظرگاه مولانا صاحب یعقوب چرخی؛
* زیارت مولانا صاحب پادخوابی؛
* زیارت باباصاحب پنده؛
* زیارت میربرک؛
* زیارت ملاصاحب آغامحمد؛
* زیارت شیخ حسن و شیخ یوسف برکی در منطقهٔ دوشیخ برکی‌برک، از خلفای طریقت نقشبندیه مجددیه؛
* سید قاسم ولی در پنده؛
* خواجه اسماعیل بابا؛
* خواجه صدر اولیا؛
* ملاکامران بابا؛
* آرامگاه ابومسلم خراسانی؛

علاوه بر این‌ها، صدها زیارتگاه، آرامگاه و آبدهٔ تاریخی دیگر نیز در نقاط مختلف لوگر وجود دارد.

سرزمین لوگر از لحاظ منابع طبیعی و معدنی نسبت به شهرهای دیگر افغانستان خیلی ارزشمندو مهم به‌شمار می‌رود.

مهم‌ترین معادن این ولایت عبارت‌اند از:

* معدن مس عینک؛
* معادن کرومایت در آب‌بازک و سیاه‌کوه محمدآغه؛
* معادن گرانیت در چرخ و خروار.

معدن مس عینک، دومین ذخیرهٔ بزرگ مِس جهان شناخته می‌شود و از اهمیت اقتصادی فراوانی برخوردار است.

به گفتهٔ متخصیصین وزارت معادن، در صورت استخراج اصولی این معدن، سالانه تا ۲۵۰ هزار تُن مس تولید خواهد شد که می‌تواند بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دالر درآمد سالانه برای دولت ایجاد کند. همچنین استخراج این معدن، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم زمینهٔ اشتغال ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر را فراهم خواهد ساخت.

منطقهٔ مس عینک، افزون بر ارزش اقتصادی، از نظر تاریخی و باستان‌شناسی نیز اهمیت فراوان دارد. آثار به‌جا مانده از تمدن بودایی در این منطقه، به سَده‌های نخست تا هشتم میلادی بازمی‌گردد.

برآوردها نشان می‌دهد که ذخایر معدن مس عینک حدود ۱۵ میلیون تُن بوده و این معدن در منطقه‌ای به وسعت ۲٫۵ در ۴ کیلومتر مربع، در حدود ۳۰ کیلومتری جنوب‌شرق کابل، موقعیت دارد.

سرزمین تاریخی، فرهنگی و جهاد پرور لوگر از دیرباز تاکنون، خاستگاه شخصیت‌های برجستهٔ علمی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و اجتماعی کشور بوده است. این سرزمین در طول تاریخ، اندیشمندان، فرماندهان، دولتمردان، عالمان دین، شاعران و شخصیت‌های نامداری را به جامعهٔ تقدیم کرده و همواره به‌عنوان یکی از مراکز مهم علم، فرهنگ و ادب شناخته شده است.

هرچند نام بردن از تمامی بزرگان و مفاخر این ولایت در این مختصر نمی‌گنجد، اما به‌عنوان «مشت نمونهٔ خروار» می‌توان از شخصیت‌های ذیل یاد کرد:

1. غازی نایب امین‌الله خان لوگری؛
2. سپه‌سالار غلام حیدر خان چرخی؛
3. نایب‌سالار غلام‌نبی خان چرخی؛
4. محمد صدیق خان چرخی، وزیر امور خارجه؛
5. جنرال غوث‌الدین خان لوگری؛
6. جنرال عبدالغنی خان سرخابی؛
7. حضرت سید بهاءالدین آغا (بهایی‌جان آغا)؛
8. دکتر ملک ستیز؛
9. محمدجان خان محمدآغه‌یی؛
10. محمد عارف غوثی؛
11. علی احمد خان پوپل، وزیر معارف؛
12. محمد نوروز کلنگاری؛
13. استاد سید رسول آغا؛
14. دکتر سید الف‌شاه غضنفر (پدر طب افغانستان)؛
15. دکتر عبدالواسع سلطانی؛
16. وزیر محمد نوروز خان کلنگاری؛
17. جنرال فیض محمد خان کلنگاری؛
18. فیض محمد خان (وزیر امور داخله)؛
19. جنرال مصطفی قهرمان (خلبان)؛
20. خواجه کرنیل عبدالعزیز خان کلنگاری؛
21. مستوفی عبدالرازق خان رحمتی؛
22. عبدالملک خان عبدالرحیم‌زی؛
23. انجنیر اسدالله فلاح؛
24. دکتر فضل‌الله مجددی؛
25. جنرال محمد رحیم خان چرخی؛
26. فرمانده محمد طاهر شیرزاد؛
27. جنرال محمد یحیی نوروز ؛
28. استاد سید کمال سید؛
29. میرزا شاه محمد خان کتب خیل لوگری؛
30. مولوی محمد نبی محمدی؛
31. برید جنرال نصرالله خلیل؛
32. میرزا شاه محمد کتب خیل لوگری؛
33. فرقه مشر محمد علم خان (محمد آغه)؛

در لوگر، علاوه بر آمریت رادیو و تلویزیون ملی، حدود ۱۳ رسانهٔ خصوصی و مستقل نیز فعالیت دارند که در عرصه‌های اطلاع‌رسانی، فرهنگی، اجتماعی و آموزشی به نشر برنامه می‌پردازند و نقش مهمی در آگاهی‌دهی و رشد فرهنگی جامعه ایفا می‌کنند.

صنعت در لوگر بیشتر بر صنایع کوچک و تولیدات دستی استوار است. از جمله صنایع رایج لوگر می‌توان به صنایع دستی زنان، کلالی (سفالگری)، نجاری، آهنگری و سایر حرفه‌های سنتی اشاره کرد که بخشی از نیازهای مردم را تأمین کرده و در ایجاد اشتغال نیز سهم قابل توجهی دارند.

لوگر از نگاه زراعت دست بالایی دارد و حدود هشتاد درصد اقتصاد مردم آن بر زراعت و مالداری استوار است.

دهقانان لوگر همه‌ساله از حدود ۵۱٬۵۰۰ جریب زمین آبی و ۳۴٬۳۰۰ جریب زمین للمی، هزاران تُن محصولات زراعتی برداشت می‌کنند.

از مهم‌ترین محصولات زراعتی لوگر می‌توان به انواع غله‌جات، حبوبات و سبزیجات اشاره کرد که علاوه بر تأمین نیاز مردم، به شهرهای همجوار، به‌ویژه کابل و پکتیا نیز انتقال داده می‌شود.

همچنین انواع میوه‌ها از جمله سیب، انگور، زردآلو، سنجد و بادام در لوگر تولید می‌شود. در کنار آن، فارم‌های مرغداری، تولید لبنیات و کشت سبزیجات نیز در بخش اقتصاد زراعتی لوگر نقش مهمی دارند.

در کنار مصروفیت های مردم و کاروبار، جمعه‌بازار لوگر نیز از بازارهای مشهور افغانستان به‌شمار می‌رود و هر هفته شمار زیادی از باشندگان شهرهای مختلف برای خرید و فروش، به‌ویژه دادوستد موتر، در آن گردهم می‌آیند.

ورزش در لوگر پیشینه‌ای چندین دهه‌ای دارد. از حدود پنج دهه پیش تاکنون، ورزش‌های سنتی مانند پهلوانی، دوِش، توپ‌دنده، سنگ‌اندازی و نیز رشته‌هایی چون فوتبال، والیبال، هاکی، بسکتبال و ژیمناستیک در مکاتب و میان جوانان رواج داشته است.

امروزه نیز ورزش‌های کریکت، بوکس، تکواندو، ووشو، کونگ‌فو، بوکسینگ و شطرنج از محبوبیت فراوانی در میان ورزشکاران و جوانان لوگر برخوردار است.

آنچه در این معرفی‌نامه آمده، تنها بخشی از تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، تمدن و ظرفیت‌های سرزیمن باستانی لوگر است. بی‌گمان، هنوز هم اطلاعات ارزشمند فراوانی دربارهٔ این سرزمین وجود دارد که می‌تواند بر غنای این مجموعه بیفزاید.

از همهٔ هم‌میهنان، پژوهشگران، نویسندگان و آگاهان تاریخ و فرهنگ لوگر صمیمانه تقاضا می‌شود، اگر در این نوشتار کمبود، اشتباه یا مطلبی نیازمند اصلاح مشاهده می‌کنند و یا اطلاعات مربوط به شهرها، روستاها، شخصیت‌های علمی و تاریخی، آبدات، اماکن باستانی و سایر موضوعات مرتبط با لوگر دیدگاه‌ها و معلومات مستند خود را با ما از طریق پیامگیر همین صفحه در میان بگذارند، تا در ویرایش‌ این مجموعه مورد استفاده قرار گیرد.

امید است این اثر، گامی هرچند کوچک در معرفی هرچه بهتر تاریخ، فرهنگ، تمدن و هویت اصیل سرزمین سرفراز لوگر باشد.

| |

😢 چهارده سال در قبر!گاهی واقعیت، از هر داستانی باورنکردنی‌تر است…در سوریه، مردی به مدت ۱۴ سال تمام در گوشه‌ای از خانهٔ خ...
23/09/2026

😢 چهارده سال در قبر!

گاهی واقعیت، از هر داستانی باورنکردنی‌تر است…

در سوریه، مردی به مدت ۱۴ سال تمام در گوشه‌ای از خانهٔ خودش، در مکانی شبیه قبر، پنهان و زنده زندگی کرد.

در دوران حکومت بشار اسد، او تحت تعقیب نیروهای امنیتی قرار داشت و برای نجات جانش مجبور شد از چشم همه پنهان شود. در گوشه‌ای از خانه، محلی تنگ و تاریک ساخت؛ دیواری در برابرش کشید و پشت همان دیوار، زندگی مخفیانه‌اش را آغاز کرد.

تنها راه رساندن غذا و آب به او، سوراخ کوچکی در پایین دیوار بود؛ به اندازهٔ دو یا سه بلوک. همسرش برای پنهان نگه‌داشتن این سوراخ، پرده‌ای در برابر آن آویخته بود.

هیچ‌کس نمی‌دانست او هنوز زنده است؛ حتی فرزندانش.

کودکان تصور می‌کردند پدرشان سال‌هاست از دنیا رفته است. اما وقتی شب فرا می‌رسید و فرزندان به خواب می‌رفتند، همسرش در سکوت و تاریکی به سراغ او می‌رفت؛ برایش غذا و آب می‌برد، لباس‌هایش را می‌شست و راز سنگین زندگی او را در قلبش پنهان می‌کرد.

این زن، تنها نگهبان یک راز نبود؛
او هم‌زمان مادر، نان‌آور خانه و تکیه‌گاه خانواده بود. فرزندانش را بزرگ می‌کرد، هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کرد و هر روز با ترسِ فاش‌شدن این راز زندگی می‌کرد.

چهارده سال نه آفتاب را به شکل عادی دیدن، نه آزادی را تجربه کردن؛ چهارده سال زندگی در فضایی تنگ و تاریک، شبیه قبر.

و در تمام این سال‌ها، یک زن سکوت کرد تا شوهرش زنده بماند.

فکرش را بکنید؛
ما شاید تحمل ۱۴ ساعت چنین زندگی‌ای را هم نتوانیم تصور کنیم، اما او و همسرش ۱۴ سال با ترس، سکوت و انتظار زندگی کردند.

این فقط داستان رنج یک مرد نیست؛
داستان وفاداری زنی است که ۱۴ سال تمام، بزرگ‌ترین راز زندگی‌اش را حتی از فرزندان خودش پنهان کرد.

گاهی عشق و وفاداری، در حرف‌ها دیده نمی‌شود؛
در سکوتی طولانی، در ترسی پنهان و در فداکاری‌هایی که هیچ‌کس نمی‌بیند معنا پیدا می‌کند.
|

این تصویر، قصه‌ی کودکی‌ست که با پای زخمی و کفش‌های وصله‌پینه، اما با تخته آموزش در دست، به جنگ فقر رفته است.کودکی که سهم...
22/09/2026

این تصویر، قصه‌ی کودکی‌ست که با پای زخمی و کفش‌های وصله‌پینه، اما با تخته آموزش در دست، به جنگ فقر رفته است.

کودکی که سهمش از دنیا شاید یک جفت کفش سالم و یک صنف مناسب باشد؛ اما هنوز قلم و کتاب را رها نکرده است.

تلخ است؛ وقتی کودکان دیگر با امکانات درس می‌خوانند و این کودک سرزمینم با رنج و محرومیت.

کاش هیچ کودکی برای رسیدن به مکتب، درس و آموزش مجبور نباشد فقر را به پاهایش ببندد.
| |

Address

Kabul/Gardez Highway
Logariha
LOGAR

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when The Logar Elite posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to The Logar Elite:

Shortcuts

Share