29/03/2016
در صرافی انتخاب سعی میکنیم تحلیلهای مستقل اقتصادی از بازار ایران و استرالیا را باز نشر کنیم . جناب آقای مهندس علیرضا اسماعیلی از تحلیلگران مجرب حوزه سرمایه ایران مجموعه مقالاتی را برای صرافی انتخاب آماده کرده اند که مقاله اول را در این مجال ، تقدیم شما میکنیم .
سلام خدمت دوستان بزرگوار
مدتیست می خواستم این مطلب را بنویسم ولی چون کمی گسترده بود دوست داشتم جامع و کامل بنویسم تا نظر خودم را با شما در میان بگذارم
شاید مطلب زیر طولانی باشد ولی شاید دیدگاه شما را به اقتصاد کلان کشور بهتر باز کند و توصیه میکنم برای یکبار هم که شده این مطلب را بخوانید.
و اما بیایید با هم یک مساله اقتصادی را حل کنیم
پس روی سوال اینگونه باشد:
اقتصاد کلان کشور که همچون کلاف پیچیده به هم و بی علاج مانده را چگونه میشود درمان کرد؟
ابتدا باید فاکتورهای دخیل در موضوع اقتصاد کشور را پیدا کنیم.
ابتدا موضوع اول که میگویند نقدینگی امان اقتصاد را بریده است. نقدینگی که حاصل تصمیمات غلط دولتها در چاپ پول بدون پشتوانه , حاصل تورم افسارگسیخته, حاصل تحریمهای سیاسی نابخردانه و ظالمانه, حاصل طمع در اقتصاد بدون مطالعه و تحقیق و حاصل هر چیزی که باشد الان می گویند حدوده یک میلیون میلیارد تومان نقدینگی در کشور هست که بلای هر بازاری شده است و با ورود آن به آن بازار تورم شدیدی را ایجاد میکند!
موضوع دوم مبحث تحریمها و موضوعات سیاسی هست که الحمد ا... بعد از گذشت تقریبا یک دهه روند مثبتی را در تصمیمات کلان سیاسی کشور شاهد هستیم و تعاملات با دنیا که سرلوحه دولت محترم قرار گرفته نشاندهنده اهمیت این موضوع می باشد. تاثیر عدم روابط با خارج را فقط با ذکر یک مثال برای درک بیشتر موضوع تمام می کنم و آن وضعیت فعلی دو کشور کره شمالی و جنوبی هست که بعد از انقلاب شبه جزیره کره, یکی تصمیم گرفت که با جهان دوست باشد و شد کره جنوبی که الان خودرو و تلوزیون و لپ تاپ و .... به تمام دنیا می فروشد و درآمد سرانه ملی خود را در تراز 10 کشور برتر قرار داده است. و دیگری با منم منم کردن مسیری را رفت که روز به روز بدبختیو فلاکت کل کشورشان را فرامیگیرد.
در همین موضوع اوضاع آشفته سیاسی منطقه را هم نباید فراموش کرد که از طرفی اختلاف نظرها با دوکشور مطرح ترکیه و عربستان و از طرفی جنایات داعش و تهدیدات منطقه ای و نیز اوضاع روابطمان با اسراییل و آمریکا همه و همه دست در دست هم داده اند که کوچکترین لغزش در تصمیم سیاسی باعث خسارات جبران ناپذیری بر بدنه اقتصادی کشور بگذارد
موضوع سوم بحث رکود در اقتصاد کشور هست. یک جمله بگویم که رکود خانمان سوز هست . اگر چه تورم اثرات مخربی بر اقتصاد کشور دارد ولی رکود باعث خودکشی و انحطاط می گردد. رکود باعث فروپاشی اقتصاد یک کشور می گردد. در اقتصاد کشور بعد از یک دوره رکود تورمی , اقتصاد بی سر و پیکر این مملکت وارد فاز رکود واقعی شد و عرضه بر تقاضا فزونی پیدا کرد و آن شد که نتیجه اش کاهش آمار اشتغال و ورشکستگی کارخانه افت سهام شرکتها و .... بود. طبق اطلاعات موثق از 700 قطعه سازی فعال در کشور حدود 300 شرکت منحل گردیده است و بسیاری از شرکتها تعدیل نیروهای 50 درصدی انجام داده اند. در اکثر شرکتها حتی با یک چهارم ظرفیت نامی تولید انجام نمی شود. برخی صنایع در شرف ماده 141 قانون تجارت هستند. اینها اثرات رکود در اقتصاد کشور هست.
موضوع چهارم بحث اقتصاد مقاومتی می باشد. از دید بنده اقتصاد مقاومتی همان ریاضت اقتصادی هست ولی واژه ها تغییر پیدا کرده است. اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه تولید داخل به هر قیمتی و برای رسیدن به مقاصد سیاسی و اقتصادی و در راستای رشد اقتصادی باید حمایت شود. درست هست که در برنامه ریزی برای آن موضوعات کیفی و چگونگی رسیدن به اهداف مشخص هست ولی اولویت دارد و مطمئنا در اولویت اول نیست!
موضوع پنجم مبحث بودجه کشور هست که بنوعی با موضوع چهارم دخیل هست و سیاستهای انقباضی دولت در بخشهای مختلف خدماتی و عمرانی و ... نشان میدهد که مردم ایران باید یک دوره ای را از رفاه و خوشی دور باشند تا اینکه اقتصاد به وضعیت عادی خود برگردد. در قوانین تصویب شده دائما صحبت از کاهش نقش درآمدهای نفتی در بودجه کشور هست و از طرفی تغییرات قیمتهای جهانی که معمولا توسط نظام سرمایه داری مدیریت می شود باعث اختلال در اجرای برنامه های اقتصادی برای هر دولتی می شود.
موضوعات بسیار گسترده هستند ولی بنده از دید کلان می خواهم همین موضوعات را با هم درمان کنیم......پس یکبار دیگر خلاصه موضوعات را تیتروار بنویسم:
نقدینگی افسار گسیخته
رکود فراگیر
اوضاع سیاسی نسبتا آشفته ولی رو به بهبود
لزوم اجرای اقتصاد مقاومتی
کلاف سردرگم دولت در مدیریت کشور با بودجه نامتوازن
حال باید چه کنیم. فرض کنید رئیس جمهور مملکت هستید و میخواهید قولهای اقتصادی که به مردم داده اید را عملیاتی کنید.
من در ادامه فرض را بر این گذاشته ام که نسخه را قرار هست من بپیچم و با دانش ناقص خودم به موضوع نگاه کرده ام.
ارزش کل بازار سرمایه ایران 350 هزار میلیارد تومان می باشد.
نقدینگی در کشور یک میلیون میلیارد تومان!
یعنی 3 برابر ارزش بورس ایران!
بنظرتان آیا شرکتهای بورسی ایران در کنار خصوصی سازی صنایع و سازمانهای وابسته به دولت میتواند این حجم نقدینگی را جذب کند و آیا اصلا چنین ظرفیتی در شرکتهای فعال در اقتصاد ایران هست که بتواند متناسب با ورود این حجم نقدینگی ایجاد رونق و سود بکند. بنده بر اساس واقعیات حال حاضر و برا اساس همان 5 فرض بالا می گویم خیر....این پول اگر بدون برنامه و بدون پشتوانه بخواهد وارد این عرصه شود محال هست ایجاد تورم کاذب نکند
از طرفی می گویند 87 درصد این نقدینگی بعنوان سپرده نزد بانکها هستند و ماهانه سود آنچنانی که به این نقدینگی اضافه می شود!!!
حال آیا بانکها تا کی میتواند جلوی رشد اقتصادی مملکت را بگیرند.
آیا قوانین به بانکها اجازه بنگاهداری می دهد؟ جواب خیر هست
دولت هم درست فهمیده و باید سود و نرخ بهره بانکی متناسب با تورم لحظه ای مملکت کاهش یابد .
حال آیا با کاهش سود بانکی این نقدینگی به کدام سو باید سوق پیدا کند. مسلما خودش دوست دارد بیشترین سود را ببرد ولی دولت دوست دارد این سودها کم شود تا تورم کنترل شود و در ضمن نیم نگاهی هم به رونق تولید و اشتغال دارد که ماحصلش رفع رکود همه گیر در کشور خواهد بود.
طبق آخرین آمار حدود 76 میلیون جمعیت ایران هست و طبق سرشماری هم هر خانوار نسبت 3.6 نفر را دارد یعنی حدود 21 میلیون خانوار در کشور زندگی میکند
اگر حتی فرض بر این باشد که هر خانوار ایرانی یک خانه دارد به ارزش میانگین 100 میلیون تومان! در این صورت عددی که برای کل 21 میلیون خانه میتوان متصور بود حدود 2.1 میلیون میلیارد تومان می باشد.
البته فرض بالا که هر خانوار یک خانه دارد اصلا فرض درستی نیست والان وضعیت مسکن در کشور طوری هست که هر ساله نیاز به مسکن وجود دارد. ولی در سالهای گذشته رشد ساخت مسکن بیشتر شده و چون قدرت خرید مردم کم شده به همین خاطر رکود در بخش مسکن ایجاد شده و به محض افزایش قدرت خرید مردم موضوع تقاضا بیشتر خواهد شد.
از طرفی من با انواع پتانسیلهای مسکن دار شدن مردم کاری ندارم....خواه مسکن مهر باشد خواه با وامهای کم بهره طولانی مدت باشد و ...ولی آنچه مسلم هست بازار مسکن ایران هنوز تشنه ساخت هست. چون هنوز رشد جمعیتی داریم و هنوز بافتهای فرسوده حتی در کلان شهرها و روستایی و ... آنقدر زیاد هست که برای سالهای متوالی بتوان برنامه برای وزارت مسکن و شهرسازی داشت!
حالا من فرض را بر این می گذارم که میخواهم تصمیم درست برای این میزان نقدینگی بگیرم!
اگر در نظر بگیرم که باید اقتصاد مقاومتی را سرلوحه کارهایم قرار بدهم و رکود را از بین ببرم و ایجاد اشتغال بکنم باید تصمیم بگیرم تا صنایع مادر همچون فولاد و سیمان و چوب و کاشی و سرامیک و سیم و شیشه و سنگ و لوله و پلاستیک و ... را راه بیاندازم. همه این صنایع بومی سازی شده اند و در کشور خودمان تولید می شوند. پس با رونق این قسمت در حقیقت نه تنها رشد اقتصادی ایجاد شده است و تولید ناخالص ملی بیشتر شده است بلکه ایجاد اشتغال شده و از ظرفیتهای داخلی برای اهداف اقتصاد مقاومتی استفاده شده و نیز شرایط خروج از رکود را برای صنایع مادر ایجاد کرده ام.
ولی لازمه این کار چیست؟
لازمه اینکار رونق و خرید و فروش مسکن هست. رونق به معنای رشد قیمتی نیست بلکه چرخش پول در این صنعت به منظور بهینه کردن و ساخت و ساز هست. خیلی ساده بگویم اگر خانه ای ساخته شود بفرض 8 واحدی و اگر 1 میلیارد هزینه برای ساخت آن خانه بشود در حقیقت ضمن ایجاد تولید و اشتغال آن یک میلیارد تومان بصورت جنس در کشور و با پشتوانه خوب تبدیل به یک کالا شده است.
پس باید برای این تصمیماتم رونق را در بخش مسکن ایجاد کنم و باید دنبال راهکارش بگردم
گفتم سپرده ها با کاهش سود بانکی از بانکها خارج خواهد شد و چون دولت دیگر میداند که جولان نقدینگی در طلا و ارز میتواند اثرات مخرب بدتری داشته باشد اجازه نمی دهد که به آن بازار وارد شود و پشتوانه این موضوع هم تعاملات سیاسی هست که در پیش گرفته و آورده خود را به لحاظ دلاری تضمین می کند!
خروج نقدینگی از بانکها خطر ورشکسنگی بانکها در پی دارد که برای یک کشور بسیار خطرناک هست. پس باید چاره ای برای این موضوع داشته باشیم.
یادتان باشد رشد قیمتی مسکن زمانی اتفاق افتاد که بانکها در کشور بشدت دنبال خرید ملک بودند. الان دارائی های ملکی بانکها بسیار بالا هست بطوریکه سردر هر مجتمع یا ساختمان بزرگی میروی در تابلو نوشته که با مشارکت بانک فلان یا بهمان...
مجلس و دولت به دنبال افزایش سرمایه بانکها برای جلوگیری از ورشکستگی این موسسات مالی می باشند درست اتفاقی که در خودروسازان در حال ورشکستگی افتاد و با افزایش سرمایه حاصل از تجدید ارزیابی دارائی آنها براحتی موافقت شد. باید فکری هم برای نظام بانکی شود
بانکها هم میتوانند از محل دارائیها به دو نوع افزایش سرمایه دهند. 1- فروش املاک و افزایش سرمایه ناشی از سود آنها 2- افزایش سرمایه ناشی از تجدید ارزیابی دارائیها
ولی چون طبق قوانین کشور بنگاهداری بانکها مجاز نیست و دارائیها باید تا یک حدی از میزان سرمایه باید باشد فلذا چاره ای جز در فروش املاک مازاد برای این بانکها وجود ندارد.
در اینصورت باید بازار برای این موضوع ایجاد شود و به عقیده بنده چاره کار هم نزد خود بانکها می باشد! و البته قسمتی هم نزد بانک مرکزی
باید قدرت خرید مردم با افزایش وامهای کم بهره و طولانی مدت بیشتر شود.
فرضا اگر قرار هست خانه ای 200 میلیون قیمت داشته باشد مسلما بهتر هست تا 60 درصد این مبلغ را خود بانکها با حدود 12 تا 14 درصد سود و با مدت بیست و پنج سال به بالا پرداخت شود. کاری که اکثر کشورها با سودهای 3تا 5 درصد و برای 30 تا 40 سال اینکار را می کنند.
در اینصورت فرضا 120 میلیون تومان با سود 13 درصد و بیست و پنج ساله قسط ماهانه می شود یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار تومان
با این کار مسلما خود بانکها هم چون سود مرکبی برای 25 سال می گیرند و از طرفی میتوانند از تسهیلات بانک مرکزی هم استفاده کنند ضرر نمی بینند و از طرفی با رونق بخش مسکن دارائی های خودشان را هم می فروشند و میتوانند افزایش سرمایه بدهند و از نقدینگی موجود نزد خود در پرداخت تسهیلات استفاده کنند!
خب فرضا اگر من قرار بگذارم که نصف نقدینگی نزد بانکها را از بانکها خارج کنم یعنی 400 هزار میلیارد تومان آیا بهتر نیست مثلا نصف این مبلغ را برای رونق در 10 درصد بخش مسکن یعنی 200 هزار میلیارد تومان را صرف مسکن برای این اهداف کلان بکنم و از طرفی 100 هزار میلیارد تومان سرگردان را هم بنوعی جذب این صنعت بکنم و مابقی هم به میزان مکفی به بورس و عمران و ...اختصاص بدهم .
از دیدگاه بنده معقول و به صرفه خواهد بود.
هم ایجاد اشتغال کرده ام
هم رکود را از بین برده ام
هم به مقاصد سیاسی و اقتصادی در اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل رسیده ام!
هم نظام بانکی را از ورطه ورشکستگی رهایی داده ام
هم بورس و ارز و طلا و بازارهای دیگر را از خطر نقدینگی رهایی داده ام
هم رشد اقتصادی داشته ام
و هم مردم خواهند دید که دولت برای مردم قدم برمیدارد.
انشاا... دولتمردان و اقتصاددانهای این مرز و بوم نسخه مقبولتر و سریعتری برای اقتصاد ایران داشته باشند
چون مردم ایران واقعا نیاز به آرامش و رفاه دارند
مردم کم توقعی هستند و نیاز دارند که بر اساس اعتمادی که نظام کرده اند بهترینهای دنیا را داشته باشند.
با امید به داشتن روزگاری خوش و خرم برای دوستان
ارادتمند/اسماعیلی